باتبریک میلاد سراسر نور و برکت امام علی بن الحسین(ع)چكيده تحقیق پایانی سرکار خانم طیبه خواجه با عنوان سیره سیاسی و اجتماعی امام سجاد در اختیار علاقمندان قرار میگیرد به امید گوشه چشمی از بقیع منزلان عرش نشین…
از مهمرین ابعاد زندگی معصومین که راهشگای حل بسیاری از تشکیلات جوامع مسلمان می باشد بعد سیاسی و اجتماعی زندگی آنهاست که زندگی هیچ یک از ائمه خالی از این بعد نبوده، از سوی دیگر این تفکر که امام یک انسان ماورائی هست و نمی تواند الگوی ما باشد یک تفکر کاملاً اشتباه است و معصومین از جهات گوناگون الگوی سایرین هستند.
مهمترین ویژگی های جامعه زمان امام سجاد (ع)، فساد اخلاقی جامعه بود که دز دربار یزید به عامه مسلمانان سرایت کرده بود. از سوی دیگر در این دوران اهل بیت در انزوا و مظلومیت به سر می بردند و ترس از حکومت بنی امیه سبب دوری مردم از خاندان پیامبر شده بود.
خلفای زمان امام افرادی ظالم و ستمگر بودند و از میان آنها تنها عمربن عبدالعزیز اقدامات مثبتی انجام داد، ولی او نیز در هدف، تفاوتی با خلفای هم مسلک خود نداشت. در دوران امام سجاد، قیام های گوناگونی از جمله قیام توابین، شورش اهل مدینه و قیام مختار صورت گرفت. از میان این قیام ها، تنها قیام مختار با موفقیت نسبی همراه بود. البته امام با این قیام ها همکاری نکرد و دلیل ایشان این بود که امام معتقد بودباید منتظر به ثمر رسیدن ثمرات نهضت امام حسین در جامعه باشد. خطبه های امام سجاد (ع) در دوران اسارت عامل آگاهی بخشی به جامعه و بیداری مردم بود.
موضع امام در برابر خلفای ستمگر عصر خویش، بی اعتنایی نسبت به آنان و اعلام عدم مشروعیت خلافت آنان به طور غیر مستقیم بود.
مهم ترین فعالیت ها و مبارزات امام سجاد (ع) مبارزه فرهنگی و تبیین مسائل فرهنگی بوده است. امام برای رسیدن به این هدف از روش های مختلفی استفاده می کرد که از جمله آنها
می توان به بیان حقایق دینی در قالب دعا، بیان انحرافات فرقه های منحرف مانند غالیان، مشبهه و …، احیاء فقه شیعه و تبیین مساله امامت اشاره کرد.
برای بررسی این موضوع از منابع تاریخی، روایی استفاده شده است از جمله: بحارالانوار، کشف الغمه، الاغانی، جهاد امام سجاد (ع) و….
کلید واژه: سیره، سیاست، سیاسی، اجتماع، امام، سجاد، خلیفه، علی.
کتاب معجزه جاوید تفکر انسانی است ،تنها روش گفتگو و تامل میان اندیشه های قدیم و جدید است و درست به همین علت هم ,معجزه پیامبر خاتم از این جنس است.
در عصر معاصر وبه ویژه در عرصه علوم اسلامی هیچ کس نمی تواند منکر ارزش ها و تاثیراتی باشد ؛که از اندیشه و قلم استاد شهید مرتضی مطهری سر چشمه می گیرد.اندیشه او چنان پاک، عمیق و در خدمت اسلام است که امام (ره) تمام آثار ایشان را تایید میکند.
در این راستا استاد گرانقدر حوزه الزهرا (س)-شیراز سر کار خانم لیلا بانشی اقدام به تالیف کتابی با عنوان «انسان شناسی از دیدگاه استاد مطهری»(با این ریشه بیگانه نباشیم) نموده اند.
این کتاب در حدود 250 صفحه به مباحث انسان شناسی ،اهمیت آن،هویت و حقیقت انسانی،شخصیت و ویژگی روانی انسان وارتباط او با دنیا و آخرت و….می پردازد .این کتاب که به همت نشر ارم شیراز انتشار یافته است با قیمت 30000 ریال قابل دسترسی است.
روزی پیامبر(ص) با جمعی به نماز جماعت ایستاد . در آن زمان حسین (ع) کودک خردسال بود . زمانی که پیامبر (ص) به مسجد رفت حسین (ع) نیز به سوی پیامبر(ص) دوید و بر پشت آن حضرت سوار شد و پاهای خود را حرکت می داد و می گفت : حل حل .[1] زمانی که پیامبر می خواست سر از سجده بر دارد، حسین (ع) را با دستهایش می گرفت و در کنارش بر زمین می نهاد. زمانی که به سجده دوم می رفت ، باز حسین (ع) بر پشت آن حضرت سوار می شد و پاهایش را حرکت داده و همان جمله را ادا می کرد . این منظره چند بار تکرار شد، تا پیامبر (ص) از نماز فارغ گردید .
یک نفر یهودی که شاهد این منظره بود ، نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد:« شما با فرزندان خود به گونه ای رفتار می کنید که در میان ما چنین رفتاری نیست . »
پیامبر (ص) در پاسخ او فرمود : امه لو کنتم تومنون بالله و برسو له لرحمتتم الطبیان.
«آگاه باشید اگر شما ایمان به خدا و رسولش بیاورید، به کودکان مهر و محبت می ورزید .»
همین منظره و سخن، قلب آن یهودی را به اسلام جذب کرد و همان دم مسلمان شد.[2]
یک دقیقه در محضر حضرت آیه الله بهجت
نوجوان و جوانان بدانند باید ملتفت باشند که هم چنانی که روز به روز سن و سال بالا می رود، علم و ایمانشان هم باید همین جور باشد. معلوماتش از همان کلاس اول بالا می رود، ایمانشان هم ملازم با همین علم باید بالا برود.
باید بدانید که ما مسلمان ها، امتیازی بر غیر مسلمان ها نداریم، الا به قرآن و عترت؛ و الا ما هم مثل غیر مسلمان ها می شویم. اگر ما قرآن نداشته باشیم، مثل غیر مسلمان ها هستیم. اگر ما عترت نداشته باشیم مثل مسلمان ها یی که اهل ایمان نیستند هستیم.
باید بدانیم و بکوشیم تا روزبه روز در این دو امر ترقی کنیم.
از خدا بخواهید که از قرآن جدایمان نکند. از عترت جدایمان نکند. اگر کسی یکی از از این دو تا را ندارد هیچ کدام را ندارد. این دو با هم هستند. نمی توانیم از قرآن و عترت دوری کنیم . اگر دوری کردیم در دام گرگها می افتیم و خدا می داند آیا از دستشان نجات می یابیم؟
خیلی احتیاط کنید. احتیاط شما در این است که از یقین تجاوز نکنید. خیلی سعی کنید که غیر یقین را وارد یقینات شما نکنند. آب توی شیرتان نریزند.
هر کلمه ای از هر کسی شنیدی دنبال این بروید که آیا صحیح است؟ مطابق با عقل و دین هست یا نه. بدانید که ما وقتی خلوت می کنیم خداوند مطلع است. وقتی جلوی مردم حرف می زنیم مطلع است. وقتی ساکتیم خدا مطلع است.
صاحب این خانه، صاحب این عالم از فرد فرد ما، از همه اعمال و افعال و حالات ما با خبر است و حتی از آن چه نیت کرده و می کنیم. نیت خیرمان را می نویسد و نیت شرمان را نمی نویسد تا زمانی که شر انجام شود. حتی وقتی شر و کار بدی انجام می دهیم صبر می کند ببیند توبه می کنیم یا نه؟ برمی گردیم یا نه؟
آن چیز هایی که می دانید خیر است عمل کنید و آن چیزهایی را که نمی دانید از حالا متوقف کنید و احتیاط کنید تا روشن شود.
برگرفته از ماهنامه آشنا
قبل از آنكه چگونگي به شهادت رسيدن امام كاظم (علیه السلام) بررسي شود اين سخن به ميان ميآيد كه چرا ساير ائمه از جمله امام كاظم (علیه السلام) كه به ظاهر قيام نكردند به شهادت رسيدند؟ آنها كه ظاهر سيرهشان نشان ميدهد كه روششان با روش امام حسين (علیه السلام) متفاوت بوده است. امام حسين شهيد شد، چرا امام حسين (علیه السلام) شهيد بشود؟ چرا امام سجاد شهيد بشود؟ چرا امام صادق و امام كاظم (علیه السلام) شهيد بشوند؟ و همين طور ساير ائمه (عليهالسلام) جواب اين است: اشتباه است اگر فكر شود كه روش ساير ائمه (عليهالسلام) با امام حسين در اين جهت اختلاف و تفاوت داشته است. برخي که اينطور خيال ميكنند ميگويند: در ميان ائمه، امام حسين (علیه السلام) بنايش بر مبارزهي با دستگاه جور زمان خود بود ولي ساير ائمه اين اختلاف را داشتند كه مبارزه نميكردند. اگر اينگونه تفكر شود سخت اشتباه فكر شده است چرا كه تاريخ خلافش را ميگويد و قرائن و دلايل همه برخلاف آن است. بلكه اگر مطلب به گونه اي ديگر بررسي شود كه همينطور هم است، هيچوقت يك مسلمان واقعي (تا چه رسد به مقام مقدس امام) امكان ندارد كه با دستگاه ظلم و جور زمان خودش سازش كند و واقعاً بسازد، يعني خودش را با آن منطبق كند، بلكه هميشه با آنها مبارزه ميكند. تفاوت در اين است كه شكل مبارزه فرق ميكند.[1]
اين است كه مقتضيات زمان در شكل مبارزه ميتواند تأثير بگذارد. هيچگاه مقتضيات زمان در اين جهت نميتواند تأثير داشته باشد كه در يك زمان سازش با ظلم جايز نباشد ولي در زمان ديگر سازش با ظلم جايز باشد. خير، سازش با ظلم هيچ زماني و در هيچ مكاني و به هيچ شكلي جايز نيست اما شكل مبارزه ممكن است فرق كند. ممكن است مبارزه علني باشد ممكن است مخفيانه و زير پرده و در استتار باشد مثل مبارزه حضرت موسي بن جعفر (علیه السلام) كه باعث ميشد با رها ايشان را به زندان بيندازند و مورد شكنجه قرار دهند.
در هر زنداني كه امام (علیه السلام) را ميبردند بعد از اندك زماني، زندانبان مريد او ميگشت. اول امام را به زندان بصره كه والي آن عيسي بن جعفر بن ابي جعفر منصور يعني نوهي منصور دوانيقي بود بردند كه والي بصره مردي شرابخوار و عياش و اهل رقص و آواز بود. در هفتم ماه ذيالحجه سال (178 (هـ.ق)) امام (علیه السلام) را به زندان بصره بردند و چون عيد قربان و ايام جشن و شادي بود. امام كاظم (علیه السلام) از نظر روحي در وضع بدي بودند. مدتي امام در زندان بصره بود. زهد و عبادت و كرامات آن حضرت، عيسي بن جعفر را به او علاقمند كرد و او را مريد خويش ساخت بطوري كه دريافت آنطور كه خليفه (هارون) ميگويد امام (عليهالسلام) به دنبال رياست و حُب جاه نيست بلكه او مرد معنويت است. معنويت مطرح است نه اينكه مرد دنياطلبي باشد. وضع براي امام (علیه السلام) عوض شد دستور داد يك اطاق پذيرايي بسيارخوب در اختيار امام باشد و رسماً از او پذيرايي ميكرد. هارون محرمانه پيغام داد كه كلك اين زنداني را بكن! اما او در جواب گفت: من چنين كاري نميكنم و اواخر، خودش به خليفه نوشت كه دستور بده اين را (امام كاظم(علیه السلام)) از من تحويل بگيرند و خودم او را آزاد ميكنم. من نميتوانم چنين مردي را به عنوان يك زنداني نزد خود نگه دارم چون پسر عموي خليفه و نوهي منصور بود، حرفش البته خريدار داشت.[2]
زندان بعدي بغداد بود و زندانيان «فضل بن ربيع» پسر حاجب معروف بود. او هم مريد امام گشت زندان بعدي، زندانبانش فضل بن يحيي برمكي بود فضل پسر يحيي كسي بود كه ارتباط نزديك و مستقيم با هارون داشت ولي درياي بيكرانهي رحمت امام، فضل را هم مريد خويش ساخت و فضل سخت مغضوب هارون گشت بطوري كه اگر پا در مياني يحيي برمكي نبود او را ميكشت، يحيي به نزد هارون رفت و با عذرخواهي از عمل فضل، زندانباني به نام «سندي بن شاهك» كه فردي غيرمسلمان (یهودی )و بسيار قصيالقلب بود را به عنوان زندانبان و در واقع قاتل به هارون معرفي كرد. در زندان سِندي دوران بسيار سختي براي امام كاظم (علیه السلام) بود. شكنجه و آزار و غل و زنجير، فرستادن زن بدكاره به دستور هارون (كه اتفاقاً او هم مريد امام و مسلمان گشت) روح امام (علیه السلام) را آزار ميداد. در يك هفته مانده به شهادت امام كاظم (علیه السلام) هارون توسط يحيي بن خالد برمكي نامهاي براي امام (علیه السلام) نوشت كه: «بيا و معذرت بخواه آن هم صوري چون من قسم خوردم كه تو گناه كردي و حالا هم ميدانم كه بيتقصيري، و اگر معذرت بخواهي احدي چيزي نخواهد فهميد».
امام در پاسخ فرمودند: «به هارون بگو از عمر من چيزي باي مانده است، همين.» بعد از يك هفته امام كاظم را مسموم كردند و به شهادت رساندند (مقاتل الطالبين، ص 336).
اما شدت رنج و آزار بر امام بدينجا ختم نميشد. در اصل شهادت امام، بر حسب گواهي بيشتر مورخان ترديدي وجود ندارد اما از آنجا كه شهادت امام مخفيانه صورت گرفته و حاكمان عباسي فريبكارانه به مردم اعلام كردند كه آن حضرت به مرگ طبيعي از دنيا رفته است.[3] هارون دستور داد تا جسد مطهر امام كاظم (علیه السلام) را فقها و چهرههاي سرشناس بغداد را كه هيثم بن عدي هم در ميان آنهاذ بود مشاهده كنند و گواهي دهند بدون شكنجه و بر اثر حادثهي طبيعي و به مرگ طبيعي جان سپرده است ماجرا به اينجا هم ختم نشد هارون پيكر بيجان امام را برکنار حبسر بغداد گذارده، ندا داد: «این موسی بن جعفر (علیه السلام) است که به مرگ طبیعی جان سپرده است بدو بنگريد.» مردم دستهدسته ميآمدند و در سيماي آن حضرت به دقت مينگريستند[4] و سرانجام امام كاظم (علیه السلام) در سال 183(هـ.ق) 25 ماه رجب (به نقل شيخ صدوق) يا 24 ماه رجب (به نقل شيخ مفيد) يا روز جمعه 14 ماه صفر (به نقل مستوفي) به درجه اعلي عليين و به اجداد مطهرش پيوست. امامي كه هيچگاه از مبارزه دست نكشيد، شاگردان بسياري تربيت كرد، نمونهي واقعي زهد و عبادت كار و تلاش بود و خستگيناپذير و اميدوار بود سياستمداري دانا و امامي رئوف و مهربان براي همه مسلمين ميبود. بابالحوائج شيعيان را در «باب التين» در مقبرهي قريشيها دفن كردند.[5]
و در آخر: «از خداوند بزرگ ميخواهيم كه ما را جزو دوستداران و پيروان ايشان و بيزاران از دشمنانش قرار دهد و ما را بر پيمودن راه ائمه هدي (عليهمالسلام) توفيق ارزاني فرمايد».